محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6497

تاريخ الطبرى ( فارسي )

رفت و دستور داد كه به نصير بانگ زدند : « براى چه از اين سگان عقب مانده اى ؟ سوى آنها بازگرد . » كه نصير سوى آنها بازگشت ، ابو العباس بر زورقى نشست ، محمد بن شعيب سر ملوان نيز با وى بود ، ياران ابو العباس از هر سوى زنگيان را در - ميان گرفتند كه هزيمت شدند و خدا بازوهايشان را از آن ابو العباس و ياران وى كرد كه مىكشتند و تعقيبشان مىكردند تا به دهكدهء عبد الله رسيدند كه در شش فرسنگى محل تلاقى بود . پنج كشتى و چند زورق از زنگيان گرفتند ، گروهى از آنها امان خواستند ، كسانى نيز اسير شدند . آنچه از كشتيهاشان به دست آمد غرق شد و اين نخستين فتح ابو العباس بن ابو احمد بود . ( 558 وقتى نبرد آن روز به سر رسيد سرداران و ياران ابو العباس به دو گفتند : محلى را كه در صلح بدان رسيده بود اردوگاه كند مبادا زنگيان به دو نزديك شوند ، اما نپذيرفت جز آنكه سوى واسط رود . وقتى سليمان بن جامع و همراهان وى هزيمت شدند و خدا چهره هاشان را بزد سليمان بن موسى شعرانى نيز از نهر ابان هزيمت شد و تا سوق الخميس برفت ، سليمان ابن جامع نيز به نهر امير پيوست . و چنان بود كه وقتى زنگيان با ابو العباس مقابل شده بودند راى زده بودند و گفته بودند اين جوانى است تازه كار كه جنگ آزموده و مجرب نيست ، راى درست اين است كه در نخستين برخورد همه نيروهاى خويش را بر وى افكنيم و بكوشيم تا وى را از جاى ببريم شايد هراسان شود و موجب آن شود كه از مقابل ما برود ، پس چنان كردند و فراهم شدند و بكوشيدند اما خداى نيرو و عقوبت خويش را بر آنها افكند . فرداى روز نبرد ابو العباس برنشست و برفت تا به بهترين وضعى وارد واسط شد و اين به روز جمعه بود ، آنجا ببود تا نماز جمعه را بكرد و جمعى بسيار از او امان خواستند ، آنگاه سوى عمر ( با ميم ساكن ) سرازير شد كه در يك فرسنگى واسط بود و در اينجا سپاه خويش را شمار كرد . گفت : « اردوگاه خويش را پايين